جدایی.........
دل کندن
اگر کار آسانی بود ،
فرهاد به جای بیستون دل می کند.

تبلیغات دل کندن
اگر کار آسانی بود ،
فرهاد به جای بیستون دل می کند.

عجب خیاط ماهری است دنیا
که دل هیچکس را برای ما تنگ ندوخت!!!
باور کن ماههاست زیباترین جملات را برای امروز کنار
می گذارم ،امشب اما همه جملات فرار کرده همینطوری
بی وزن و بی هوا آمدم بگویم:
.
.
.
.
.
تولدت مبارک باران جان ....
خیانت است یا عدالت؟؟؟
نوشت دوستت دارم و برای دو نفر فرستاد......
بیش تر وقت ها
چشم به شیشه ی عسل می دوخت
تا چشم های او را به یاد داشته باشد.....
شعرمن (5)
این دست های دلم است که می گیرد
شماره ی رمز آلود نگاهت را
این ارتباط امکان پذیر نمی شود
فریاد قلبم در میان بوق ها گم می شود
این دکمه سبز نمی شود از صدای تو
این گوش ها می افتند از هوس
از انتظار صدای تو .....
یادت باشد امروز به خاطر دیدن تو تمام دنیا را پیچاندم
اما تو امروز برای ندیدنم ؛ من رو پیچوندی
و فقط بهانه آوردی .....
سلام دوستان عزیزم خوبید ؟ شرمنده بابت این چند وقت که نبودم .
الانم زود امدم که برگردم .
درگیر چاپ کتابمم نمی تونم بیام وبم .
شما برام دعا کنید کتابم چاپ بشه دیگه هر روز تو وبم .
به امید دیدار.....
شعر من (4)
اینجا من سردم است
گویی گرما از این شهر پر کشیده است
سردی اینجا را دوست ندارم
گرمای من برگرد!
شعر من (3).
به گوشیم نگاه می کنم
این بار 21 یکم است
خبری از تو نیست
فقط اشک هایم روی صفحه ی آن جاریست....
آی مردم دریا اینجاست
در چشمان من
آی مردم ... در عمق این دریا این من و ماهی ها هستیم
و شوری از ماست .
عیدتون مبارک عزیزانم . اینم شعر جدیدم برای سال نو .
سال نو می شود
درختان شکوفه می دهند
تو همراه زمستان سفر می کنی
و من تنها می مانم
تو دامن بهار را در چشمانت می گشایی و
من غنچه ی لبخند را بر لبهایم خواب می کنم و
به چشمانم انتظار را می آموزم و
ولی هیچ گاه به قلبم نمی گویم تو بی وفایی.....
دل نوشته ی من 2
این روز ها از دوری تو چشمانم مانند دریایی از آب لبریز است
و دلم مانند قایقی شکسته درون این موج ها پریشان است
و مژه هایم مانند پارویی سعی در خالی کردن آب این دریای عظیم دارد
ولی مگر نمی دانند غم دوری تو هیچ گاه تمامی ندارد ؟؟؟
این دل نوشته مال خودمه گذاشتم . منتظرتون هستم .
ای ترنم زندگی بخشم
می خواهم در خویش با تو وداع کنم
بدون اینکه تو را با خبر کنم
می خواهم خود را از تو دور کنم از امروز تا آیندهای دور
نه ! نه! نه ! اشتباه نکن دوری و دوست داشتن با فراموشی تفاوت دارد ؟
من در دور ترین نقطه از توام اما قلبم بیاد تو می تپد
پس ای نفس من در این روز ها باقیمانده با من مهربان باش
که شاید دیگر فرصتی برای با هم بودن نباشد
مرا ببخش!!! به خدا قسم که فقط اوست که می داند چه جنگی بین دلم و عقلم است ؟
بدان چه زجری می کشم در آن لحظه که برای آخرین بار در آغوش توام و
تو زمزمه ی دوست داشتن می خوانی و من در دلم زمزمه های وداع.
مواظب قلبم که خود در آن جای داری باش .
نه هنوز باورم نمی شود
ولی خداحافظ آرام جانم .
اینم یکی از شعرام هست نظر یادتون نره .
دلم تنگ است و
قلبم داغ است و
ذهنم شلوغ .
نگاه چشمان تو سرد است
اما وجود من از عشق تو داغ .
تو بی خیال تر از همیشه ای و
من غرق توام .
تو آسوده می خوابی و
من تا سپیده تک تک نفس های تو را می شمارم .
تو مرا با بسته شدن چشمانت به فراموشی می سپاری
.
.
.
نه ! باور نمی کنم همه دروغ می گویند !
تو بیدار می شوی و دوباره مرا بیاد می آوری
و این تنها دلخوشی من است ....